المحقق السبزواري
849
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
« ثمّ لا يكن اختيارك إيّاهم على فراستك و استنامتك و حسن الظّنّ منك ، فإنّ الرّجال يتعرّفون « 1 » لفراسات الولاة بتصنّعهم و حسن خدمتهم ، و ليس وراء ذلك من النّصيحة و الأمانة شيء . و ليكن اختبرهم بما ولّوا للصّالحين قبلك ، فاعمد لأحسنهم كان في العامّة أثرا ، و أعرفهم بالأمانة وجها ، فإنّ ذلك دليل على نصيحتك للّه و لمن ولّيت أمره . » « پس از آن ، بايد كه نباشد اختيار كردن تو ايشان را مبنى بر فراست خودت و آرميده شدن و اعتماد كردن آن شخص و گمان نيكو به او بردن ؛ به درستى كه مردم مىشناسانند خود را به فراستهاى واليان به ساختگى و خودآرايى و اظهار حسن خدمت ، به حدّى كه نيست به غير از آن از نصيحت و خيرخواهى و امانت هيچچيز . و ليكن ايشان را آزمايش كن به ولايتى كه ايشان را بوده [ 212 ب ] با صالحان پيش از تو ؛ پس ، قصد كن كسى را كه اثر او به خوبى در ميان مردم بيشتر باشد ، و معروفتر و روشناستر باشد به حسب امانت . پس ، آنچه مذكور شد ، دليل است بر ناصح بودن و خالص بودن تو مر خدا را ، و مر آن كسى را كه از قبل او والى شدهاى - يعنى ، امام . » « و اجعل لرأس كلّ أمر من أمورك رأسا منهم ، لا يقهره كبيرها ، و لا يتشتّت عليه كثيرها . » « و بگردان از جهت سركردگى و سركارى هر امر از امورت ، سركردهاى از ايشان را كه جميع امور را حواله به يك كس نكرده باشى كه مغلوب نگرداند او را كار بزرگ ، و پراكنده نشود بر او كارهايى بسيار . » « و مهما كان في كتّابك من عيب فتغابيت عنه ألزمته . » يعنى : « هرگاه بوده باشد در كتّاب تو عيبى ، و تو غفلت ورزى از آن ، الزام كرده و مؤاخذه مىشوى به آن در دنيا و آخرت . » « ثمّ استوص بالتّجّار و ذوي الصّناعات ، و أوص بهم خيرا ، المقيم منهم و المضطرب بماله ،
--> ( 1 ) . چاپ صبحى صالح و شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : « يتعرّضون » .